85 👁 بازدید

it’s the end

a one shot of my life

اگه زمان به عقب برگرده و دوباره می شد که توی چشمام نگاه کنی آدم زیاده خواهی نمی شم.قول میدم به همون نگاه ها راضی بشم…

نظریه ی نسبیت به چه دردی میخوره وقتی من هنوز توی برگردوندن زمان به اون نقطه ی شروع نا توانم؟

دوست عزیز من!

ممنونم…

بابت روزهایی که اشک ریختم و شکستم و تو با وجود اینکه داشتی نگاه می کردی کاری نکردی ولی من میفهمیدم که تو هم غمگینی…

بابت موقع هایی که خندیدم و خندیدی و فراموش کردیم چقدر از هم فاصله گرفتیم و دیگه راهی برای بازگشت نداریم.

ولی اگه به گذشته برگردم…قول میدم دوباره هم بخندونمت…یادت که نرفته؟تو همیشه میگفتی من زیادی کله خرم ولی خودت هم میدونستی همش به خاطر خوشحال کردن توئه…

آه…ببین کلمات چقدر از دستم لیز میخورن!جملات و کلمات رو به سر هم میدوزم و یه لباس درست میکنم که نه تن خودم میشه نه تن تو…فقط به درد زباله دونی میخورن.اصلا اینقدر از این کلمات بی سر و ته به خورد سطل زباله م دادم که اونم جملات رو بالا میاره!ببین…تو هم فکر میکنی دیوونه شدم مگه نه؟به خاطر همین دیگه صورتتو نمیبینم مگه نه؟

ولی یه امروز…بیا وانمود کنیم که اتفاقی نیفتاده.میدونم هیچ چیز واقعی نمیشه…فقط بیا یه روز وانمود کنیم…یه روز وانمود کنیم که هنوز توی تاریکی فرو نرفتیم و هنوز دستای من خط خطی نشدن.هنوز ریه ها و چشما و قلبم سالمه و میتونم بازم بخندم.

دلم برات تنگ شده دوست من…

دلم برای همه ی لحظه های خوب تنگ شده و اونقدر ناتوانم که نمیتونم کاری بکنم به خاطر همین دارم فرار می کنم.دارم خودمو میبازم و تو هنوز جلوم نشستی و غمگینی…میشه غمگین نباشی؟

یه چیزی بگو…من میبخشمت…

حرفاتو پشت اون چشم های قهوه ای که همه ی دنیای منن مخفی نکن و یه چیزی بگو…

ببین دارم برات پیانو میزنم…همون آهنگی که همیشه میگفتی عالی ترین چیزیه که دستام توان داره تا آخرش رو بدون نقص بنوازه.همون آهنگی که باعث می شد باهاش بین آسمون و زمین برقصی و بگی که با استعداد ترین آدم دنیام.پس چرا….داری با بغض نگام میکنی و چیزی نمیگی؟نکنه…دارم آهنگو با صدای چکه کردن اشکام خراب میکنم؟

اصلا…تو اینجایی؟

این خودت نیستی مگه نه؟

ازت خواستم یه روز با هم باشیم و بعدش دیگه از زندگیت میرم بیرون ولی تو سرم داد زدی و گفتی تمومش کنم.پس اینی که الان اینجا نشسته و بهم زل زده…تو نیستی نه؟

وقتی سی امین سال زندگیم رو گذروندم فکر کردم حالا که عقلم بهتر کار میکنه میتونی بهم اعتماد کنی و بازم با هم وقت بگذرونیم.ولی…اینی که اینجاست تو نیستی!تو سرم داد میزدی…غر غر می کردی و گاهی اوقات بلند بلند میخندیدی…ولی اون…فقط زل میزنه توی چشمام و با بغض نگاهم میکنه…اون حرفی نمیزنه و این ترسناکترین خودکشی برای منه…اینکه جلوی چشمای بق کرده ی تو بشینم…مچ دست چپم رو پاره کنم و در حالی که دارم آهنگ مورد علاقه ی تورو با انگشتای سست و استخوونیم میزنم با بغض مزاحمی که حنجره مو تسخیر کرده بخونم…

اینجوری از خودم خجالت میکشم دوست من…اینحوری بهم نگاه نکن…این آهنگ با صدای چکه کردن خون و اشک خراب شده…اگه بتونم…توی جهنمی که قراره همه ی وجودم رو هر ثانیه و هر لحظه بسوزونه یه آهنگ میسازم…یه آهنگ که تو دوباره با شنیدنش نرم و آروم برقصی و اونوقت روح من دستهای معلق تورو خواهد گرفت و با حرکات تو هماهنگ خواهد شد…

ما اونجا…برای اولین و آخرین بار با هم میرقصیم و لبخند میزنیم…لبخند هایی که هیچکس اونارو باور نخواهد کرد…



15
دیدگاه بگذارید

avatar
5 گفتگوها
10 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین دیدگاه
دیدگاه با بیشترین پاسخ
4 تعداد نویسندگان دیدگاه
hitsugaya toshiroایندوراHeliumHeloumSaba-s آخرین ارسال کنندگان دیدگاه
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
ایندورا
مهمان

خیلی تلخ بود
تعجب میکنم واقعا…
تنها کسی هستی که داستانات مفهومی ان
راستش خسته شدم از این فیکای صحنه دار
خیلی خوبه که اینطوری و از این لحاظ مینویسی
منتظر فیکای بعدیت هستم دوست عزیز

Heloum
مهمان
Heloum

میشه ازت درباره ی مشخصات خودت بپرسم؟! مث اینکه چندسالته و اسمت چیه …هرچقدر اینجاهارو زیرو کردم چیزخاصی نبود .میخوام بدونم نگی هم مشکی نیست شاید بتونم نوشته های طنزتو درک کنم و یه جورایی بررسیش کنم.ام یه جورایی از لحاظ علمی

Helium
مهمان
Helium

TNX

Helium
مهمان
Helium

ممنون دوسش داشتم و تا حدودی درکش کردم ….اگه بگم میدونم این حسو اشتباه نگفتم. پایان ،پایانه خیلیا میان و خیلیا میرن.تا زمانی که نفس میکشم و بطور طبیعی زنده هستیم یعنی فرصت بدست آوردن دوباررو داریم و انقدررشایسته هستیم که زندگیرو برای خودمون شیرین کنیم. اگه قرار بر تاوان باشه میخوام انقدر بزرگ و موفق باشم که اشخاصی از این قبیل که تو گفتی روزی بگن چقدر اشتباه کردن و… این فقط من یا شما نیستیم که اینو تجربه میکنیم.خیلیا هستن خیلیا… امیدوارم فقط واکنش ما نسبت به این موضوعات و اشخاص منطقی تر و قوی تر بشه این… ادامه »

Saba-s
مهمان
Saba-s

چقدر تلخ بود!
جیگرم سوخت 🙁